يه جمع بود ، يه عده ، يه گروه ، يه تجمع ، يه همايش، يه گردهمايی، يه meeting ، يه سری آدم با عقايد مختلف که همه قلم به دست ميگيرند و می نگارند ...

مينويسند از آنچه که در انديشه هايشان جاری است ... از آنچه که ديگران را نيز در آن شريک ميکنند...

عادت کرده بوديم که عقايد افراد رو وسيله شناختمان قرار  دهيم  و تا قبل از اين هر کس يه آدرس بود ، يه سايت، يه بلاگ  و يه سری مطلب که می نوشت و بقيه ميخوندند و نظر ميدادند و امروز چهره ها  هم اضافه شد

داريوش کبير... پسر تنهايی که تنها هم نبود... آهنگ شرق... سلام و درود... پيام بازرگانی ... عاشقی دروغه... دختر شاه پريون ... سعيد و يادداشتهايش... و و و