امروز قرار بود برای کلاس پنومونی با يکی از اساتيد عفونی بيمارستان به ساختمانهای بالای بيمارستان (همونايی که سر تپه ، کوه ، ... هر چی حساب کنيد هستند ) بريم --- و اين کلاسی بود که به علت جلسه ای که استاد چند روز پيش داشتند ناقص مانده بود و امروز بايد تکميل ميشد... خود استاد گفته بود به جای اينکه سر مورنينگ بريم ، تو اتاق خودش کلاس ميذاره... بعد از اينکه اون همه پله رو بالا رفتيم استاد تشريف نياورده بودندو اين هم نقل قول منشی ايشون:
اين از عجايبه اگه ايشون قبل از ۵/.۱ بالا بيايند و ما هم دست از پا دراز تر ....

و اما از استاد که ساعت ۱۰ تازه تشريف آوردند بيمارستان....

راستی امروز تازه تونستم تعداد دقيق بادی گارد های يه نفر رو دقيق تر شمارش کنم...
جالب اينکه يکيشون که مياد و رديف آخر صندليهای مورنينگ ميشينه دوتا بيرون دو طرف درب ورودی می ايستند و يکی هم بالای يه ساختمون دوطبقه و همه جا رو چک می کنه
====> حالا شد چند تا؟
بعد من انتظار دارم ايشون بياد و با ماها عکس بگيره... ما هم قرار گذاشتيم بريم با همه استادا غير از اون عکس يادگاری بگيريم...
تازه گروه پايه بعضی از اساتيد مثل دکتر واحدی که رئيس گروهه از اون هم بيشترهبا يه اختلاف ۷ واحدی