يه کوهنوردی جانانه ، بعد از مدتها دوری از اون... خيلی دوست داشتم تو اولين فرصتی که ميشد برم و امروز اون فرصت پيش اومد... هوای خوب- کمی آفتابی، کمی باد... و در کل مساعد ..

دارآباد ... مسيری که يک ماه برای بيمارستان ميرفتم و هر بار هوس می کردم يه سر بالا برم ... اما ... و اينچنين شد که قبل از اينکه بيمارستان جديد برم برای آخرين بار اون مسير رو به يه قصد و نيت ديگه برم...

مسير دار آباد رو چندين بار و تو فصلهای مختلف رفته بودم ( تابستونش بيشتر) و هر بار يه مسير متفاوت می رفتم و امروز هم خوشبختانه گروه تصميم داشت مسير قله رو از راه جديدی بره ( دفعه قبل مسير چشمه و آبشار ) و اين بار مسير دره و يال... اما تا بحال - حتی امروز- نتونستم تا قله برم...

يه انرژی ذخيره شده داشتم؟؟؟ خيلی  برام جالب بود ، هميشه بالا رفتن برام سخت بود يعنی وسطش کم مياوردم اما اينبار خيلی خسته نشدم... اما نميشد تا قله بريم..

فقط تو راه برگشت يه اتفاق خيلی بد رو شاهد بوديم:

يه مرد جوون که با دوستاش اومده بودند کوه و تو آب برای شنا رفته بود و مدتی از دوستاش دور بوده و وقتی نگرانش ميشن   : با جسدش مواجه ميشن... ظاهرآ در اثر سرمای آب دچار سنکوب ميشه... اينطور که همراهاش گفتن...

نميدونم اگه واقعآ يه ايست قلبی بوده!؟؟؟ ، شايد اگه  دوستاش زودتر ميرسيدند و عمليات احياء بلد می بودند ، نجات پيدا ميکرد.... تا اونجا که از درس پزشکی قانونی يادمه بيشترين درصد اثر  CPR در مورد افرادی بود که دچار سرما بودند ( به خاطر کاهش نياز متابوليکی بدن)

و مسير سختی تا پايين مونده بود که با مشکل فراوان تا پايين حملش کرده بودند...