باز هم از نطقات !!! استامينوفن    +  بعضی توضيحات پاورقی از خودم !

مشکلات من هيچوقت حل نميشوند،بلکه از صورتی به صورت ديگر تبديل ميگردند.( حالا خوبه که صورت مسآ له رو پاک نميکنی ؟؟؟)

نرم و آهسته اش مهم نيست.
به سراغم بياييد..  ( بيچاره سهراب )

من بارها در کنفرانسهای مطبوعاتيم اعلام کردم که ترجيح ميدادم
مادرم در بيست و دومين هفته بارداريش دچار يه سانحه سقوط از پله ها ميشد.. ـ( حالا چرا هفته ۲۲  ؟؟؟)

 

حدود 26 دقيقه پيش زير دوش آب داغ به اين نتيجه رسيدم
که اگه يهودا نبود مسيح به آسمانها نميرفت.

خودمو خيلی کنترل کردم که لخت نپرم بيرون داد بزنم "يافتم"..( ارشميدس هم در امان نماند - تو شانس آوردی !!!)

 

عزيزم بعد از مرگم لباس سياه نپوش.
سياه که ميپوشی زيادی جذاب ميشی.
ميترسم شب هفت يکی مختو بزنه و برای هميشه از دستت بدم..

 

قسم به صبحگاه آنگاه که ابری باشد و قسم به وبلاگ نويسی در تنهايی..
که مزرعه آخرت گاهی همان بهشت موعود است..  ( بابا مرتبه بلاگ نويسی بالا رفته --- ايها بلاگر ها بشتابيد )