يه امتحان سمبل ديگه... هر چند من يکی که به تمام معنا افتضاح دادم... از اولش کار رو خراب کردم... جلوی استادی که خيلی براش احترام قائل بودم ضايع شدم...

هر چند نميدونم چرا اينقدر جو گير شدم... تو گروههای ۴ نفره تو اتاق استادا رفتيم و سه استاد ( بجز دکتر امير پور ) و اين بين دکتر سلوکی که ۲ هفته تو سرويسش بودم و مباحث بيشتری رو خونده بودم اصلآ سوال نکرد... هر چند که روز قبل هم گفته بود که فردا ميايم خوش و بش ميکنيم...

اونقدر ناراحت بودم که حتی دلم نمی خواست با استادا عکس بگيرم.... فکر نميکردم اينجوری بشه...  هر چند که نمره امتحان در اصل ۵ نمره بيشتر نيست و نمره فعاليت طول دوره مهمتره...  ( دکتر سلوکی هم ميگفت که ۲ دقيقه امتحان ملاک نيست )

وسط خراب کاری من ، دکتر سلوکی اومد که مثلآ درستش کنه و گفت : ايشون از معدود استاجرايی است که عصرها هم ميموند...

اما در کل ... روز مزخرفی بود...

واقعآ دلم ميخواست يه جورايی وقت بگذرونم... فقط و فقط بگذره...