وقتی به خانه جديد دانشجويی آمد ٬ چند تکه ظرف و مقداری کتاب تمام اثاثیه اش بود.

خانه جديد يک کمد ديواری بزرگ داشت که برای ده-پانزده دست لباس جا داشت ٬ ولی او فقط يک تی شرت سفيد ٬ يک پيراهن مردانه خط خطی و يک شلوار پارچه ای رنگ و رو رفته داشت.

بنابراين در کمد را قفل کرد و کليدش را دور انداخت؛ سه ميخ به ديوار کوبيد و لباسهايش را به آنها آويخت.