اين هم ادامه سفرنامه بود  که متنش send نشد....
اوج رسيدن به قله همصدايی تو خوندن سرود ای ايران بود.....

و يه حس غرور و استواری... يه شوق.... يه لذت بودن.... ايرانی و آريايی بودن...

افتخار و سربلندی.... عشق .... ميهن...

ای ايران ای مرز پر گهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو انديشه بدان
پاينده مانی و جاودان


ای دشمن از تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک ميهنم
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد اين جان ما
پاينده باد خاک ايران ما

سنگ کوهت در و گوهر است
خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم
بر گو بی مهر تو چون کنم؟
تا گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ايزدی هميشه رهنمای ماست

ای ايران ای مرز پر گهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو انديشه بدان
پاينده مانی و جاودان


ايران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پيکرم
جز مهرت در دل نپرورم
از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گلم
مهر اگر برون رود گلی شود دلم

ای ايران ای مرز پر گهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو انديشه بدان
پاينده مانی و جاودان