اگر دنيا دست زنها بيفتد
اگر دنيا دست دخترها بيفتد ال مي شود يا بل ميشود؟
يك روزنامه نگار سيبيل كلفت مي گويد: اوا! خدا آن روز را نياورد مگر از جان و مال و ناموس و زندگيمان گذشتهايم؟
يك متخصص فناوريهاي نوين ميگويد: همهمون را ميذارن سينه ديوار، نفري يه گلوله خرجمون ميكنند به چه قشنگي! بعدش هم ميگن حيف همون يه گلوله!!!) (آدم فهميده به اين ميگن)
يك كارشناس ارشد غذاهاي دريايي عقيده دارد: روزي كه دنيا بيفتد دست اين ضعيفهها، اركان نظامهاي دموكراتيك مرد مدار، به لرزه ميافتد. روز اول مردها را كنج خانه ها به امر خطير "بشور و بساب" ميگمارند، خودشان به خيابانها مي آيند يك رفراندوم راه مياندازند كه تنها زنها در آن حق راي دارند. بعد نتيجه شمارش آرا با نظارت شوراهاي يك روزه اين ميشود كه 9/99 درصد راي دهندگان به خروج آقايان از حا?ميت راي مي دهند! (آن يك دهم درصد را هم براي افه دموكراسي كنار ميگذارند.))
كامران خان همسايه مامانم اينها ضمن اشاره به انقراض حكومتهاي زن سالار در هزارههاي پيشين و مسبوق به سابقه بودن ش?ستهاي مكرر زنان در اداره امور مملكتي فرايند سپردن امور به ضعيفه ها را فرآيندي از پيش شكست خورده ميداند. (حرف مفت ميزنه حسود!!)
اما خواهر يك كودك فهيم ميگويد: آهاي! آقايان بيچاره! همين حالا هم دنيا دست زنان ميباشد، (شما توي باغ نميباشيد)!)