يه گزارش  child abuse  تکان دهنده رو تو بلاگ خانم دکتر خوندم ... اين ها اولين نيستند و آخرين نيز نخواهند بود ... بايد کاری کرد...

فارغ التحصيل هم از خاطرات کشيکهايش گفته....

راستی  tip toe  بين دانشگاه تهرانيا معادل سيرکول کردن تو دانشگاه ماست....

 آقاي 52 ساله اهل اردبيل كه به دنبال زخم روي پا در زمينه ديابت دچار عدم بهبودي و پيشرفت زخم شده بود! منتها خودش سماجت به خرج ميده و دكتر نميره! پا ميشه ميره پيش يكي از اين دكتر علفيا ! اونم ميگه گوشت گاو بگير داغ كن بذار رو زخمت!!!!!!!! طرف مربوطه هم نامردي نميكنه يه كباب حسابي ميذاره رو زخمش!! نتيجه اينكه يه سوختگي شديد هم به اين زخم اضافه ميشه! اما بازم از رو نميره و از اين برنامه يه ماهي ميگذره! ديگه چرك كه از پاش راه ميفته پا ميشه مياد بيمارستان...

حامد  هم با نم نم پاييزش برگشته.... گفته بودم که بر ميگرده

آگاه هم مشغول کار شده ....

آخه برای من که هر روز بايد برم ته کرج و برگردم هم خستگی راه هم کمبود خواب از مشکلات اساسی است بايد ۷ صبح برسم اونجا که در نتيجه حدود ۲۰ دقيقه به ۵ بايد پاشم بنابراين شب هم بايد زودتر خوابيد بگذريم که از ۷:۱۰ دقيقه زودتر نمی رسم بايد دم دژبان را ديد تاخير نزند فعلا که همه ابراز محبت می کنند حالا بعدا چه طوری زير آبزنی کنند خدا می دونه اونجا هم همش حرف از دو سه چيز يکی زلزله بعد غيبت ريس روسا و زير آب زدنهای بقيه تقريبا بيشتر بيکارند کار درست حسابی که به چشم نمی ايد انجام بدهند تقريبا با محيط اونجا دارم عادت می کنم...