يک سال گذشت... ( با چند روز تاخير)
يک سال از اون روزی که تصميم گرفتم شروع کنم... نقطه سر خط... اين سر خط با يه چيزی شبيه دفتر خاطرات شروع شد... اما شروع شد... مهم اين بود....
من از پايان می ترسيدم و آغاز کردم..


اينا رو به بهانه نزديکی امتحان علوم پايه و پره اينترنی از قول دکتر رضا! نوشتم...

ميدونی يه سری چيزا هست که تجربه اش unique‌ ئه ... يعنی تو هرچقدر هم بخوای به طرف حس و حال قضيه رو بدی نميتونی ... چون تا به طور فردی تجربه اش نکنه درکش نميتونه بکنه ... مثل اينه که بيای به يه نفر تمام سختی و دردی که يه زائو موقع زايمان ميکشه رو توضيح بدی ولی هيچوقت هيچوقت طرف نميتونه همذات پنداری کنه ... يه سری امتحانا مثل کنکور و پره انترنی و ... هم مشمول همين قانون هستن ... حالا توئی که اين تجربه رو داری بيا به يه نفر که ای امتحانه بگو که اگه نخونی هم پاس ميشه ... يا سوالا تکرارين ... يا بيخود استرس نداشته باش و غيره ذلک ولی طرف تازه وقتی متوجه اينا ميشه که خودش تجربه کنه ... هيچ خرده ای هم نميشه گرفت چون اين يک قانون کلی و در مورد همه مون صدق ميکنه .... به هر حال توصيه من به دوستان در آستانه امتحان اينه که تستی بخونين و به فکر افزايش معلومات برای دوران انترنی نباشين که حساب اين دوتا از هم جداست ... چون محفوظات اينچنينی به سرعت از خاطر آدم پاک ميشن و در ضمن ربط زيادی به چيزايی که تو کلينيک ميگذره ندارن ... از همه مهمتر به حرف اين و اون توجه نکنين ... کار خودتونو بکنين و مطمئن باشين نتيجه اش خيلی بهتره ... موقع امتحان ما برای من که کتابخونه نميرفتم خبرای ريتالين خوردن ملت و درس خوندناشون دائم ميرسيد ... همين اخوی گرام سوالای رزيدنتی رو که اون سال خيلی سخت بود و برای من که قصد زدنش رو نداشتم از پای تلفن ميخوند و واضح بود که بلد نبوديم ...هرچی بهش ميگفتم که بابا سوالای ما اينجوری نمياد ... تو خرجش نميرفت ... حالا چقدر مونده به امتحان ... يه هفته ... آخرش هم سوالای ما هيچ ربطی به سوالای اونا نداشت .. واسه همين بيخودی جوگير نشين ... اگر هم فکر ميکنين وقت نميکنين چيزی رو دوره کنين هيچوقت سراغ خوندن کتاب يا خلاصه نرين ... همون دستيار اول رو با توضيحاتش بخونين بهترين نتيجه رو داره ... من اول مينورا رو خوندم ... اکثرش رو از رو خلاصه ها به طور کامل ... تستهاش رو هم زدم ... اون تستهايی که غلط زده بودم رو علامت زدم ... يه هفته مونده به امتحان که ميخواستم دوره کنم نه تنها تستهايی که رو اول هم اشتباه زده بودم اشتباه ميزدم بلکه تستهايی که بار اول درست زده بودم هم غلط ميزدم ... ولی عوضش داخلی هيچ چی نخوندم به جز دستيار اول ... نتيجه اش خيلی بهتر بود ... ولی اگه وقت دارين Aom‌اطفال رو بخونين ... زنان من Order خوندم ... نتيجه اش عالی بود ... جراحی هم يه سری مباحث رو که رسيدم از رو AOM خوندم اونم خوب بود ... خلاصه اينم از نصيحتهای يک دانشجوی قديمی ... ببخشيد که دراز شد خيلی ....





و بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم===> بلاگ قشنگيه که تازه ديدمش!!!


يلدا را بايد خواند...يلدا را با نيم نگاه؛نمی توان نگريست...يلدا دريچه ای است به يک نگاه؛نگاهی که شايد تا کنون؛حتی بر خود بسته ايم.ولی امروز جامعه ما؛نياز به جوانانی با چشمان باز دارد؛و يلدا در ورای بيان داستان؛آن جسارت را در ديدن و گفتن می بخشد.جسارتی که نياز امروز ما است:همه ما.......و يلدا را بايد خواند.
اينم توصيه حامد..... هر چند که خودش داره بين فرجه امتحان ارتوپدی اين کارو ميکنه....
فرصتی شد در مورد آثار م. مودب پور می نوٍيسم...

خانم دکتر - مرجان - : منتظر آپديت شما هستيم...

۵ سلام هم تغيير دکوراسيون داده... کمی هم به لينکاش اضافه کرده ... جالبتر دليل اين کارش بوده ====>در راستای اجتماعی شدن٬يه سری لينک اضافه کردم