ديشب دلم گرفته بود خيلی...برام عجيب بود ، چطور شد؟ يعنی يه دفعه احساس کردم دلم گرفته ... بدون اينکه بفهمم چی شد؟ چطور شد ؟ از کجا شروع شد؟ چرا ؟
فقط اينو می دونی که دلت گرفته...
اگه براتون پيش اومده باشه که حتمآ پيش اومده ، می دونين چی می گم؟

حالا نمی دونی چه کارش بايد بکنی؟ چجوری باهاش کنار بيای ...


يا صبر می کنی که همون جور که وارد شده ، بيرون بره البته اگه شانس بياری و قبلش گوشه قلبت خونه نکنه و يا اينکه قطره اشکی نشه و نباره... و يا اينکه برا اينکه گريه ات نگيره ، شروع به خنديدن ميکنی ... و اونوقته که ميگن : خنده من از گريه غم انگيز تر است

شايدم .... شايدم از بقيه نظراشون رو می پرسيدی (رويای غمت رو می نويسی)....