بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است
بزن باران که به چشمان ياران
جهان تاريک و دريا واژگون است

بزن باران که دين را دام کردند
شکارخلق و صيد خام کردند
بزن باران خدا بازيچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند

بزن باران و شادی بخش جان را
بباران شوق و شيرين کن زمان را
به نام غرق در خون دياران
به پا کن پرچم رنگين کمان را

بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

بزن باران که بی صبرند ياران
نمان خاموش و گريان شو بباران
بزن باران بشو آلودگی را
ز دامان بلند روزگاران

بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است