شنبه روز آخر اين بخش ماست ولی اصلا احساس خوبی ندارم ، آخه فکر می کنم به اندازه اين يک ماه که تو بخش بوديم نتونستم استفاده کنم ( البته به گفته سال بالايی ها بخش تخصصی است و خيلی کاربردی نيست) ولی خوب شايد می شد بهتر از اين باشه...

برای اولين بار به اتاق عمل اورتوپدی رفتم ( هر چند قبلا چند بار جراحی عمومی رفته بودم ) ولی اين يه جور ديگه

وسايل کاملا خشن و محل عمل خيلی متفاوت و چکش و درل و اکثر وسايل فلزی بکار می رفت. مثلا يکی از عملهايی که من تماشا می کردم يه پسر بچه ۶-۷ ساله بود که دچار دفورميتی ( اصطلاحا کجی ) پای چپش بود يعنی فقط پای چپش به سمت داخل انحراف داشت . ابتدايکی از استخوان های ساق رو با درل سوراخ کردند و بعد با يه تيغه و چکش (مثل خراط ها ) ضربه زدند تا يه شکاف ايجاد کردند و بعد با زور اون رو شکستند ( واقعا اون جا بود که احساس می کردم دارن دنده و استخوان خودم رو می شکنن )
( بعد هم از استخوان لگنش قطعه ای برداشتند و تو شياری که تو ساق بود قرار دادند تا ديگه به اون سمت کج نشه ... و در نهايت گچ گرفتند...

اما يه نکته ديگه ای که بود اين که از همون دم در که وارد می شی ( از اون آيفونی که می زنی تا درب ورودی اتاق های عمل رو باز کنند تا اون کسی که لباس عمل می ده و هر کس ديگه ای که به نحوی احساس مسووليت می کنه می پرسند چکار داری <<< و بايد حتما از يکی از اساتيد مربوطه نامه داشته باشی و يکی نيست بگه بابا جون اگه نامه نداشتيم که تا اينجا راهمون نمی دادند ...

جالبتر اينکه امروز من همراه همون استادی که بايد سر عمل می رفت وارد شدم و خودش سپرد که به من لباس بدن ولی باز اون مسوول لباس به ايشون می گفت نامه بدهيد ... نامه اش بيش از حرفش اعتبار داشت ( منم نامه ای رو که روز قبل گرفته بودم دادم )

خلاصه گفتنی های اين اتاق عمل بسيار است...