امروز از ساعت ۸ صبح که به بيمارستان رفتم تا ۵ بعد از ظهر مدام پرونده ها و عکسهای مريضها رو زير و رو می کرديم ... آخه روز شنبه ممکنه يه امتحان خفن از بيمار هايی که تو بخش بستری هستند داشته باشيم و به گفته استاجر های دوره های قبل بايد تمام حدود ۶۰ بيمار بستری رو بشناسيم ( يعنی بدونيم چه مشکلی دارند و چرا مراجعه کردند و چه کارهايی برای آنها انجام شده است ====> و اين يعنی تمام پرونده رو حفظ بودن .

خلاصه که حسابی خسته کننده بود و بيشتر جنبه حفظی داره و من هم ديگه طاقت نياوردم و بقيه پرونده ها رو گذاشتم برای فردا که اگه شد برم ... و حتی احتمالا مجبورم که شب کشيک بمونم که اگه مريض جديد اومد مشکلی نباشه...